فاطمه جان احمدى

223

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

5 . پزشكى بلاياى طبيعى و امراض كشنده چون طاعون ، و با و حصبه همواره از مخاطرات جامعه انسانى بوده است . رهايى از بيمارى و درد و رنج ناشى از آن به عنوان آرزويى دست‌يافتنى ، بشر را به مبارزه و يافتن راه‌حل فرامىخواند ؛ مبارزه‌اى مستمر كه بشر را به سوى كشفيات و اختراعاتى سوق داد كه بعدها پايه و اساس علم طبابت شد . بنياد طب اسلامى بر مجموعه تحقيقات پزشكى قرار گرفت كه از مطالعات و دانش پزشكى مشرق‌زمين به ويژه ايران و هند مايه مىگرفت ، هر چند « طب نبوى » ، يعنى مجموعه گفته‌ها ، اعمال و عادات پيامبراكرم صلى الله عليه و آله كه به نحوى با سلامت ، بهداشت و مراقبت از جسم و روان ارتباط داشت ، در تحكيم مبانى طب اسلامى نيز بسيار مؤثر بود . « 1 » يكى از مهم‌ترين مراكزى كه در اعتلاى علم پزشكى نام و آوازه‌اى بس بلند در تاريخ داشت ، جندىشاپور است . امتزاج پزشكى ايرانى ، هندى ، چينى ، سريانى ، يونانى و مصرى ( اسكندرانى ) ، در جندىشاپور محقق شد . در عصر ترجمه ، بسيارى از مواريث پزشكى جندىشاپور و ساير نقاط مرتبط ، به بيت‌الحكمه بغداد منتقل گرديد و با ترجمه آثار آن تحولى شگرف در طب اسلامى روى داد و بسيارى از دانسته‌هاى علم پزشكى به جهان اسلام راه يافت . آشنايى پزشكان مسلمان با دستاوردهاى علمى قديم ، راه را براى تحقيقات علمى در حيطهء دانش پزشكى گشود و نوآورىهاى عالمانه مهم‌ترين بايستگى طب اسلامى بود . مجموعه عواملى كه بر غناى پزشكى اسلامى افزود ، عبارت است : 1 . توجه شايسته به طب نبوى . 2 . توجه به آموزه‌هاى قرآنى و تأكيد بر علم ابدان و گراميداشت سلامت جسم . 3 . ترجمه آثار پيشينيان اعم از آثار پزشكى يونانى ، ايرانى ، هندى و مصرى . 4 . تركيب دانسته‌هاى پيشين با نتايج كاوش‌هاى پزشكى - اسلامى و تأليف كتاب‌هاى نفيس . طبابت به عنوان يك حرفه مستقل نزد عالمان مسلمان جايگاهى نيافت ، بلكه بيشتر به گونه تفنّنى در كنار ساير علوم چون فلسفه ، شيمى و نجوم بدان مىپرداختند . بيشتر پزشكان قرون چهارم تا ششم هجرى عالمانى بودند كه طبابت آنها پوشيده بود ، « 2 » به عبارتى ايشان در كنار ساير

--> ( 1 ) . بنگريد به : ابن قيّم جوزى ، طب النبوى . ( 2 ) . نورالدين آل‌على ، اسلام در غرب ( تاريخ اسلام در اروپاى غرب ) ، ص 340 .